خیام
می خوردن وشاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین دین من است
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
عضو دوست داشتنی من
فکر کنم باید این حق رو به وودی آلن بدم که بگه دومین عضو مورد علاقه اش به هر حال وودی آلن از مغزش استفاده میکنه ولی من که می تونم بگم اولین عضو مورد علاقه ام وقتی به دور و برم نگاه میکنم تقریبا بیشتر مون عضو اول مورد علاقه مون همونیه که توش مغز نیست خیلی از معادلات زندگی ما بر اساس مالش و پاشش بنا شده فقط نمی فهمم چرا باید صد میلیارد نورون در خدمت مالش و پاشش انرژی بسوزنن و نمی دونم اینهمه قدرت عضو مورد علاقه از کجا اومده که میتونه عضوی که توش مغزه رو اینقدر تحت تاثیر قرار بده و بیشتر وقتها به صورت مستقل تصمیماتش رو به مغز دیکته میکنه مغزم مثل یه برده فقط کارهای عضو بی مغز رو توجیه میکنه اونم با صد میلیارد سلول مغزی دارم فکر میکنم عضو بی مغز از بی مغزیشه که اینقدر قدرت داره !!!؟
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
کی گفته باید حتما عنوان داشته باشه
وقتی به درون اعماق دور دست خود فرو می روم دلهره ای مرا فرا میگرد و اضطرابی مرا به لرزش وا میدارد که چرا اینچنینم اما هنگامیکه می بینم عده زیادی از انسانها حتی جرات گام گذاشتن در لایه های تاریک ذهنشان را ندارند قوت قلب میگیرم که باید ادامه بدهم چرا که انسان شدن با نشناختن تمام زوایای آدمی ، تنها شبیه بازی کردن نقش انسانیست در لباس آدمیت
کل زندگی رو میشه تو دو تا فعل صرف کرد و بقیه اش حاشیه هایی هستند که این دوتا فعل ایجاد میکنن، میدونین این دوتا فعل چی هستن شما مثل من که منحرف نیستین پس اجازه بدین خودم بگم " کردن ، دادن" حالا این دو تا فعل رو صرف کنید تا بفهمید کل داستان زندگی چیه :)
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
d
زحمت بدنیا اومدنمون رو که پدر و مادر با همکاری هم کشیدن و ما تعیین کننده نبودیم در مورد ازدواج کردن هم که هورمونها و ترشحات تعیین کننده و ما فقط ناظر بودیم ، مرگ رو هم که سلولهای بدنمون خودشون بدون سئوال از ما به سمتش میرن و چون آنتروپی در حال افزایشه کاریش نمیشه کرد در هر صورت چه ما بخواهیم چه نخواهیم اتفاق میوفته پس ما این وسط چه کاره بودیم
کنون من اینجا نشسته ام با تمام کارهایی که انجام داده ام و هر آنچه که برایم اندیشه ای بیش نبوده با تمام خوابها، رویاهها و ذهنیات اینجایم تا آنچه را هستم باز گویم و آنچه را نیستم به خود بفهمانم چرا که در ناآگاهی می توانستم هر چیزی که در ذهنم باشد، باشم
میخوام افکارم ، باورهایم و ارزشهای به سخره گرفته ام را آشکار کنم و هر آنچه در زوایای تاریک و سانسور شده ذهنم مخفی مانده ،در این زمان می پرسم قدم زدن در این زوایای تاریک ذهنم و دعوت کردن از دیگران برای قدم زدن در این گوشه های تاریک چه آسیبی به من میرساند در حالی که هر لحظه در ثانیه هایی که دائم به تاراج میروند به مرگ نزدیک تر می شوم چه چیزی می تواند بیش از این به من آسیب برساند آسیبی بزرگتر از گذشت زمان !!!
گفتگویی درونی در حال شکل گرفتن است گفتگویی که بسیار ترسناک است و هراسی که به یکباره در دلم جای میگیرد تکانی به مانند گردبادها بر من تحمیل می کند گردبادهایی که به مانند گردآبی من را به سوی خود میکشد شاید که در این گرد آب غرق شوم ولی با تمام قوا به پیش میروم تا آنچه در من هست را بنمایانم شاید که این آگاهی باعث در امان ماندن منهای جز من شود....
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
کار
ار در فیزیک معنای خاصی دارد در واقع کار زمانی انجام می شود که جابجایی رخ دهد
در زبان عامیانه کار دایره معنای وسیعی دارد کار به معنای شغل کار به معنای مشغله کار به معنای فعالیت
کار کاردار کارگر کارفرما کارمزد ...کارسنجی
بی کار بعضی وقتها فحش به حساب میاد مثلا الان که یکی از همکارهای من به من گفت بی کاری !!! و این بهانه ای شد که من این مطالب مزخرف را از سر بیکاری بنویسم از اونجایی که از نظر فیزیکی حرکت انگشتان من در کیبور نوعی جابجایی است من دارم کارانجام میدم و مهم هم خوده کاره نه اینکه این کاره مهم هست یا نه حالا یکی به همکارم بگه آخه بیکاری با این پسره مخل تعطیل یه چیزی میگی که تا فردا صبح تجزیه و تحلیلش کنه
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
بازی
به نظر میرسه کل زندگی بازیه و خیلی ها بازی رو جدی میگیرین بعضی وقتها میگم میشه همه این بازیها رو به نیازهای اساسی برای زنده بودن تقلیل داد با اینحال نمی فهمم چرا این بازیها باعث میشه اینقدر از خود بیگانه بشیم
بیشتر آدمها می نالن خیلیها دست و پا میزنن برای اینکه حس خوبی داشته باشن و از همه جالب تر اینکه اکثر موجودات کره زمین منتظر اتفاقی در فردا هستند که احتمالا حالشان رو به سمت حال بردن ببره .... در حالی که حالی میبرم میدونم که در هر حال میگذره زیاد بیگ بیگ کردم
هر روز تو پ تر از دیروز
مهدی
کره زمین
امروز جمعت کره زمین به هفت میلیارد نفر رسید داشتم فکر میکردم اگه همین لحظه بخوام برای تمام افرادی که الان تو کره زمین هستند یه ثانیه وقت بذارم یا تو یه ثانیه ببینمشون به بیشتر از 220 سال زمان نیاز دارم .....
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
پدرسوختگی 2
با این وضعیت که من می بینم همه ما پدرسوخته هستیم و طیفی از پدرسوختگی در جامعه جاریه مشکل فقط زمانیه که فکر کنیم دیگران پدرسوخته تر از ما هستن ولی سئوال اساسی من اینه که چرا از پدرسوختگی آدمهای دیگه ناراحت میشیم:
1- چون اونها پدرسوخته تر از ما هستن
2- چون ما نمی تونیم به پدرسوختگی اونها باشیم
3- چون ناراحتیم که چرا استعداد پدرسوختگی نداریم
4- همه گزینه های بالا صحیح است
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
پدرسوخته
در نهایت ناخود آگاه انسانها هم تحت تاثیر ترشحات مغز عمل میکنه در انتها میزان پدرسوخته گی هم نسبت مستقیمی با میزان مترشح شدن ترشحات داره با همه اینها میشه گفت بازیهای زندگی بیشتر از اینکه آگاهانه باشه ترشحاگاهانه است
به عنوان یک ناظر که سعی میکنه ترشحاتش باعث قضاوتش نشه عرض کنم وقتی دیگران را متهم به پدرسوخته گی میکنیم حواسمون به این باشه که متهم کردن متهم شدن و ... ارتباط تنگاتنگی داره که وضعیت ترشحی ما در چه وضعی است ها ها هی هی
هر روزت توپ تر از دیروز
مهدی
زمان
کاملا بی اعتنا به اینکه در چه وضعی به سر میبری میگذره زمان فرمانروای بلامنازع دنیاست هیچکس تاکنون نتونسته از دستش فرار کنه با اینحال بعضی وقتها انتظار داریم زودتر بگذره در حالی که جایگزینی برای آن نیست
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
پیچیدگیها
زبان ابزاری مهم برای ارتباط است با اینهمه بسیاری از اشکالاتی که در روابط و عدم فهم موجودات استفاده کننده از این ابزار پیش می آید ناشی از ماهیت خود زبان است و اینچنین است که گاه ما سمبولهای ذهنی خود را پیش خود مسلم میشماریم و آنگاه که با دیگران در ارتباط هستیم ناخودآگاه از واژ ه هایی استفاده میکنیم که با پیش فرضی همراه است و آن این است که طرف مقابل ما هم آن واژه را دقیقا به مانند سمبلی در نظر میگرد و در ذهن ماست .... اما در واقع اینگونه نیست و اختلافات ظاهر میشود .
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
تعصب
تعصب : بعضی وقتها به غیرت میگن بعضی وقتها به بی کله بودن
برای اینکه متعصب باشین باید به همون اندازه از تفکر و نقد خودتون صرفه نظر کنین اصولا تعصب داشتن با نقد کردن سر سازگاری نداره و اگه به سمت تفکر و تحلیل پیش برین ممکنه تمام تعصبات رو به سمتی واگذارین و کنار بذارینشون از این جهت در بسیاری از امور باید موجوداتی که توانایی فکر کردن را بالقوه دارند را از تفکر و نقد نهی کرد چرا که در صورتی که به فعلیت برسه این نقد و تحلیل ممکنه خیلی چیزها را زیر سئوال ببره و از اونجایی که تو این کره زمین خیلی چیزها رو همینجوری الکی الکی پذیرفتیم و میگن باید هویجوری ایمان داشته باشی ممکنه باعث دغدغه فکری و گاه فشار غیر قابل تحملی بشه که یارای مقابله نداشته باشین ....
تعصب: هر کسی که فکر میکنه هر چیزی که از نظر اون درسته درسته و درست دیگه ای وجود نداره
متعصب : کسانی که دقت میکنن کار بدون دقتی رو با دقت زیادی انجام بدن
متعصب: شدت و ضعفش نسبت مستقیمی به باورها ، افسانه ها و اعتماد بنفس آدمها داره اصولا هر چقدر تلقین پذیرتر و با اعتماد به نفس کمتری باشن به همان نسبت با شدت بیشتری به موضوعی تعصب پیدا میکنن
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
و اما
اگه یه روزی تکنولوژی تا جایی پیشرفت کنه که شما بدون اینکه بفهمین با وصل کردن چند تا سنسور به مغزتون به شما این توان رو بده که در رویاهاتون زندگی کنین فکر می کنین به این دستگاه معتاد نمیشین اگه یه روزی دستگاهی اختراع بشه که هر وقت خواستین بتونه شما رو در حالت ارگاسم جنسی یا مستی ناشی از الکل نگه داره چند نفر از این دستگاه ها استفاده نمی کنن ؟ اگه یه روزی مرز بین واقعی و غیر واقعی از بین بره چه اتفاقی میوفته ؟ اگه انسانهای صد سال بعد به مغزشون تغییر کنه و آی کیوشن ده برابر الان بشه چه چیزهایی براشون مهم میشه؟ خونه ماشین همسر زیبا یا ... واقعا با آی کیوی بالا چه چیزی ارجع میشه بر همه چیز
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
بهار داره میاد
یکسال پیش در چنین روزی گفتم بهار داره میاد ظاهرا قراره یه بهار دیگه رو ببینم تو این یکسال اتفاقات زیادی افتاده ولی چیزی که بدون تغییر مونده و نمیشه هیچ تاثیری درش گذاشت جلو رفتن زمانه و چه ما باشیم و چه نباشیم بهار میاد و میره پس سئوال اصلی اینجاست که تو این کره زمین داریم چیکار میکنم
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
صدای پای بهار
داره میاد داره میاد !!! جدی جدی داره میاد دست من نیست خودش داره میاد
بابا فکر منحرف دارم میگم بهار داره میاد
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
عدالت
عدالت: در لغت به معنای دادگری کردن و استقامت است و به معنی مستقیم در مسیر حق ماندن و بسوی ستم تمایل نداشتن و به مساوات نیز تعبیر میشود.
عدالت: چیزیه که معمولا کسی که قدرتمند تره تعیین میکنه معنیش چیه
عدالت : مفهومی که به اندازه آدمهای کره زمین قابل تعبیره و همه از دیدگاه خودشون درست میگن
عدالت:بعضی وقتها با اضافه پسوند پروربه صورت عدالت پرور درمی آید که به مفهوم پرورش عدالت است البته با توجه به اینکه تعبیری که از عدالت در هر زمان می شود برمیگردد به مقدار قدرت برتر کسانی که ادعای عدالت بکنند و قدرت هم داشته باشند معمولا دچار پارادوکس میشوند
عدالت : شنیدم میگن عدالت درجهان رعایت میشود و به هر کس با اندازه وتوانی که دارد عادلانه رفتار میشود که این کاملا درست است و معمولا قوای مربوط به قضاوت این اصل را به بهترین شکل رعایت میکنند ( در تاریخ استثناء هم وجود داشته
عدالت : معمولا کسانی که تحت فشار هستند اصرار دارند اجرا شود و کسانی که دیگران را تحت فشار دارند از اجرای آن گریزانند و این بازی در طول تاریخ ادامه دارد
عدالت : موضوعی که بالقوه موضوعی برای بسیاری از موضوعات است
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
احمقانه
خوب حالا که چی اینهمه تلاش برای اینکه بتونی تلاشی نکنی عجب داستانی شده ها کل داستان داستانه دیگه ....
بازی - سرد- برف- قدم - صحبت - لذت - ترشح - تداعی - رها - دیوانه - مست- خیارشور- ناز- لیوان- مرض- شلخته - جنون- چهچه- کوفت- دارام - دیم - دام ....
قراره یه روزی اتفاقی بیوفته و اون اتفاق دقیقا شبیه اتفاقیه که در روزهایی که در گذشته گذشته اتفاق افتاده
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
واژه نامه -مردم
مردم : موجوداتی که جنس مردش بدون دلیل غالب بر جنسهای دیگر است.
مردم : ترکیبی از جمعیت انسانها که هر وقت از آن نام میبرند لزوما اکثریت انسانها را شامل نمی شود مردم گاه شامل یک خانواده میشوند گاه برو بچ یه محل یا یک شهر اصولا مردم واژه ایست عجیب چون هر گروه از انسانها میتوانند آن را به خود نسبت دهند و بگویند اکثریت مردم با ما هستند و این ممکن است شامل فقط یک محله باشد مشکل این واژه آن است که با اینکه مردم جمع است ولی همیشه به صورت فردی به کار میرود و تاکنون کسی موفق نشده همه مردم را به خود مردم نشان دهند.
مردم : واژه ای که باعث انقلاب های بسیاری گشته تا شاید بالاخره روزی اکثریت بر اقلیت پیروز شود ولی هرگز معلوم نشد اکثریت و اقلیت را از چه روشی باید محاسبه کرد مثلا یکی میگوید مردم اینجوری میگویند و دیگری میگوید مردم اونجوری میگویند و صد البته همه حق دارند چون ظاهرا مردم همه جوری میگویند.
مردم : در نوشتن گاه به معنی من مرد هستم نوشته میشود و گاه به صورت مردن و صد البته هر دوی این معانی مرد بودن و مردن نسبت مستقیمی با هم دارند که عاقل سالهاست به دنبال کشف آن هستند و جز عاقلان آنرا یافتند.
مردم: واژه ای است که با اینکه ریشه اش از جنس مرد گرفته شده به زور به زنها هم نسبت داده میشود.
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
پرت و پلای شبانه
من اینجایم در جایی از کره زمین که انسانها هم در آن زندگی میکنند ، ناظرم می نگرم به این همه .... نمی دانم هر چند می دانم دانستن هم ندانستن دانستن است با اینهمه اینجایم از اینجا نگاه می کنم از اینجا چنین به نظر میرسد کودکی در انتظار انتظار گذشت ، نوجوانی در حال شمارش روزها جوانی در حال نگاه گذشت .
موجوداتی اینچنینی که افکاری آنچنانی در سر دارند برآیند همه تفکرات همه احساسات قرار است به چه چیزی منجر شود؟؟؟ لذت !!! لذت مبنای آفرینش بقای لذت دلیل اعتقاد و لذت تمام آنچه ، وجودی محرک دارد و اساس هر آنچه قرار است روزی به وجود آید. من اینجایم بله اینجا اما متفکر اما نه غمگین، آرام اما نه افسرده اینجا در انتظارم ، انتظار برای انتظارهای دیگر و به این همه می خندم شاید روزی فرا رسد که دیگر نتوانم اینچنین باشم ولی هم اکنون خنده هایم را می شمارم ....
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
مبارک مبارک عید شما مبارک
موضوع انشاء بهار
من بهار را دوست دارم من عید را دوست دارم من عیدی را دوست دارم ولی خیلی خیلی حیف شد چون دیگه کسی به من عیدی نمیده دیگه کسی برام لباس و کفش نو نمیخره میگن بزرگ شدی میگن خودت بخر الان دیگه نمیدونم هنوز عید رو دوست دارم یا نه از شوخی گذشته عمر مثل برق و باد میگذره ها انگار همین دیروز بود که برای رسیدن سال نو لحظه شماری میکردیم
امسال سال گاوه اهای گاوه اصولا سال گاو هم خوبه هم بد اگه حواسمون نباشه ممکنه بد جوری شاخ بزنه هرچند من محو تماشای چشمهای خمارش میشم سعی میکنم شیرشو بدوشم ولی موقعی که میگه ما ما ما یادم میوفته که باید از منیتم کم کنم و به ما هم فکر کنم
نتیجه گیری :
سال گاو سالیه که باید کار تیمی کرد ما ما ما
سال گاو شیر افشان است
اگه به چشمای خمار گاو نگاه کن از خودت سئوال میکنیچرا اینقدر خماره
مواظب باش شاخت نزنه
هر روز توپ تر از دیروز
مهدی
← صفحه بعد
نظرات ()
